کوثرکوثر، تا این لحظه: 15 سال و 9 ماه و 5 روز سن داره

دلبندم کوثر

خرابکار!!!!!!!!!!

سلام عزیزم.چند روزیه به وبلاگت سر نزدم؛ببخشید. ولی امروز یه کاری کردی که مجبور شم بیام به وبلاگت سر بزنم.حتما می پرسی چیکار؟ حالا میگم.   داشتم  تند تند به کارام میرسیدم،                  یهو صدای شکستن یه چیزی اومد،باعجله خودمو رسوندم؛ دیدم بعلللللله! زدی گلدون روی میزیو شکستی! اینم آثار جرمت!!!!!!!!!!!!:           بعدش بایه قیافه ی حق به جانب اینجوری نیگام کردی:   وبعد که دعوات کردم خندیدی! ...
19 مرداد 1390

رمضان الکریم

                                                                                              هلال ماه رمضون دیده شده تو آسمون بنده‌های خوب خدا خو...
13 مرداد 1390

واقعا به خیر گذشت..

سلام دختر گلم.آخه من از دست تو چیکار کنم موزولان!از بس ورجه وورجه میکنی و میری این ور اون ور. فقط باید دنبالت باشم که بلایی سر خودت نیاری!  یه شب تو آشپزخونه بودم بودم توهم با روروکت اومدی ؛ یهو یه صدایی اومدم.برگشتم دیدم پایه ی قابلمه رو کشیدی و تموم قابلمه ها دونه دونه افتادند.خداکمک کرد که هیچ کدومش بهت نخورد وگرنه...اولشماتت برده بود وفقط نیگاه میکردی اما بعدحسابی ترسیدی،مدام گریه میکردیو آروم نمیگرفتی... حالا برای اینکه تلخی خاطرت بره برات عکس میذارم: دخترم یه چند وقت شده تقریبا میتونی بشینی: اینم تو و روروکت:   ...
8 مرداد 1390

نی نی شگفت انگیز ما

وای کوثرم تو همیشه مارو متعجب میکنی!    روزچهارشنبه گذشته یعنی وقتی 6 ماهو10 روزت بود دندون در آوردی،اونم دوتاباهم! من وبابایی هم تصمیم گرفتیم برات آش دندونی درست کنیم.فقط حیف که از فامیل دور بودیم. باکمک مامان مهدیه(خاله خدیجه)آش رو درست کردیم و بین کسایی که اوناهم ازخانوادشون دور بودن تقصیم کردیم. وقتی داشتیم ظرفاروپرمیکردیم یادم رفت عکس بگیرم؛بعدکه نوبت خودمون شد یادم اومد همونارو برات میدارم   این سفره اییه که با مهدیه اینا نشستیم سرشو آشتوخوردیم: اینم قابلمه آشت بعد از خالی شدن!   اینم تویی بعد از آش خوردن: انشاالله آش دندون 32متو به سلامتی درست کنم عزیزم! ...
3 مرداد 1390

پیشرفت کوثر14/4/90

وای عزیزم.واقعا پشت کارت فوق العادس. تایه وسیله ای جلوت میبینی تموم سعیتو میکنی که سینه خیز خودتو بهش برسونی.یا وقتی تو روروکت هستی فقط باید دنبالت باشم که جایی رو خراب نکنی. یک گلدون گل رونده دارم که آسایششو ازش گرفتی! مدام برگاشو از جامیکنی! دیشب رفتیم بیرون شهر.یه امامزاده برای زیارت.دوربینو بردم اما شارژنداشت! جاش یه چند تا عکس دیگه میذارم! خوشت اومد؟؟   دوستت دارم مامانی             ...
1 مرداد 1390

میلاد مهدی موعود(عج)مبارک 26/4/90

سلام دختر گلم.ببخشید یه مدته به وبلاگت سر نزدم. آخه یه هفته مهمون داشتیم(عزیزوآقاجون،خاله و پسر خاله هاتو داییت)بعدشم تو تب کردی و یه چندروزی مریض شدی.تازه واکسنتو زده بودی،امامثل اینکه با واکسنات حساسی. هرسری حسابی تب میکنی.خوب شدآقاجون بود وبه موقع فهمید.باباییت حسابی نگرانت بود. هممون کلی پرستاریتو کردیم تا حالت خوب شد،آخه خیلی عزیزی! این مدت حسابی خوش گذشت.تاتونستیم رفتیم تفریح.باپسرخاله هات انس گرفته بودی،کلی هواتو داشتنو با هم بازی کردین. یه جای باصفا رفتیم که چشمه ورودخونه داشت.بابچه ها (یادم رفت بگم هرجارفتیم مهدیه ایناهم بودن)یه دل سیر آب بازی کردین.خلاصه،نوبت عکسای یادگاری شد. فقط میتونم چندتا عکس برات بذارم،چ...
1 مرداد 1390
1